اولین غلت خوردن جوجوی ما
عزیز دل مامان بالاخره بعد از تلاش ها و تقلاهای فراوان شنبه 21/10 (سه ماه و بیست و سه روزگی) تونستی به تنهایی و بدون کمک من و بابایی غلت بخوری.الهی قربونت برم من که بازم مامانی رو با یه کار تازه کلی ذوق زده کردی... نفس مامان وقتی غلت می زنی من و بابایی کلی ذوق می کنیم و تشویقت می کنیم.فدای گل پسر فعال و با پشتگار خودم بشم من.یه عالمه دوستت دارم نفسم
این هم امیرعلی مامان در حال غلت خوردن...![]()
عزیزدل مامان در حال تمرکز برای شروع کار...


پسرکم همچنان تلاش می کنه و خسته نمیشه...


این هم نتیجه کار...

فندق مامان خوشحال شده از موفقیتی که کسب کرده،فدای لبخندت...

گل پسرم خسته شد و خوابید...

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین غلت خوردن جوجوی ما
